بُنت می
بُنت می

تکنیک‌های طلایی مذاکره دستمزد در فروش و بازاریابی از کمیسیون تا حقوق ثابت

تکنیک‌های مذاکره دستمزد برای مشاغل فروش و بازاریابی؛ راهنمای جامع برای درآمد بیشتر

 

چرا مهارت مذاکره دستمزد، مهم‌ترین مهارت یک متخصص فروش است؟

برای یک متخصص فروش یا بازاریابی، مهارت مذاکره تنها ابزاری برای بستن قرارداد با مشتری نیست؛ بلکه کلید اصلی تعیین‌کننده ارزش مالی و موفقیت شخصی اوست. اگر شما در طول روز با ده‌ها مشتری یا تأمین‌کننده برای رسیدن به بهترین قیمت مذاکره می‌کنید، چرا نباید این مهارت را برای تعیین دستمزد و مزایای خودتان به کار بگیرید؟ متأسفانه، بسیاری از کارجویان در حوزه‌های فروش و بازاریابی، با وجود توانایی بالا در قانع کردن دیگران، در مذاکره برای حقوق خودشان دچار تردید یا کم‌اطلاعی می‌شوند.

 

این ناآگاهی یا کم‌رویی می‌تواند در طول یک دهه کاری، به معنای از دست دادن صدها میلیون تومان باشد؛ پولی که می‌توانست زندگی، پس‌انداز یا رفاه خانواده شما را تأمین کند. مشکلات رایج در این زمینه، عدم درک صحیح از ساختار حقوق و کمیسیون در این مشاغل (که معمولاً ترکیبی از حقوق ثابت و پورسانت است) و ناتوانی در بیان شفاف ارزش واقعی خود به مدیر استخدام است. شغل‌های فروش و بازاریابی ذاتاً بر خروجی (Output) متمرکز هستند، یعنی میزان موفقیت شما مستقیماً به سود شرکت گره خورده است. بنابراین، شما در موقعیتی قرار دارید که می‌توانید به‌جای درخواست یک حقوق ثابت ساده، درباره فرمول کمیسیون، اهداف پاداش و مزایای جانبی مذاکره کنید.

 

این مقاله، دقیقا به همین دلیل اهمیت دارد. ما در اینجا قرار نیست فقط چند ترفند سطحی به شما یاد دهیم، بلکه می‌خواهیم شما را به یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای برای خودتان تبدیل کنیم. از درک اجزای پیچیده حقوق در این صنعت تا استفاده از تکنیک‌های پیشرفته مذاکره دستمزد، هر آنچه برای کسب حداکثر درآمد نیاز دارید، در اختیار شما قرار خواهیم داد. بیایید ببینیم چگونه می‌توانیم این مهارت فروشندگی را در مذاکره با کارفرما به کار ببندیم.

 

 

پیش‌زمینه: درک ماهیت حقوق در مشاغل فروش و بازاریابی

 

قبل از شروع مذاکره، باید بدانیم که درباره چه چیزی مذاکره می‌کنیم. ساختار دستمزد در مشاغل فروش (Sales) و بازاریابی (Marketing) تفاوت‌های عمده‌ای با مشاغل سنتی دارد و اغلب شامل چهار جزء اصلی است:

 

۱. حقوق ثابت (Base Salary)

 

این مبلغ، هسته اصلی درآمد شماست و مستقل از عملکرد فروش شما پرداخت می‌شود. هدف آن، فراهم کردن امنیت مالی و پوشش حداقل هزینه‌های زندگی است. حقوق ثابت، ریسک ناشی از نوسانات فصلی فروش را تا حدی پوشش می‌دهد و به شما این امکان را می‌دهد که با آسودگی خیال، بر فرآیندها و آموزش مشتریان تمرکز کنید.

 

۲. پورسانت یا کمیسیون (Commission)

 

این بخش، پاداش مستقیم شما به ازای هر فروش یا معامله‌ای است که با موفقیت می‌بندید. پورسانت معمولاً به‌صورت درصدی از مبلغ کل فروش یا درصدی از حاشیه سود (Profit Margin) محاسبه می‌شود و نیروی محرکه اصلی برای فروش بیشتر است. در واقع، کمیسیون، تلاشی است که شما را به ثروتمند شدن از طریق کار درست حریص می‌کند و سقف درآمدی آن معمولاً نامحدود است.

 

۳. پاداش عملکرد (Bonus)

 

پاداش، مبلغی ثابت یا درصدی است که بابت دستیابی به اهداف بزرگ‌تر یا طولانی‌مدت‌تر پرداخت می‌شود. مثلاً، پاداش بابت رسیدن به هدف سه‌ماهه فروش تیم، جذب تعداد مشخصی مشتری جدید، یا معرفی موفق یک محصول جدید به بازار. برخلاف پورسانت که به تک‌تک فروش‌ها گره خورده، پاداش‌ها معمولاً انگیزه تیمی یا دستاوردهای کیفی را پوشش می‌دهند.

 

۴. فوق‌العاده‌ها و مزایا (Benefits & Allowances)

 

این بخش شامل مزایای غیرنقدی و پوشش هزینه‌ها می‌شود. مثلاً حق ایاب و ذهاب، کمک‌هزینه موبایل و اینترنت، بیمه تکمیلی، یا حتی کمک‌هزینه آموزش و توسعه حرفه‌ای. در مشاغل فروش، این بخش به‌شدت حیاتی است؛ زیرا شما دائم در حال تماس تلفنی یا سفر به نزد مشتری هستید و باید هزینه‌های جاری شما پوشش داده شود تا تمرکزتان بر فروش باقی بماند.

نکته سئو: یکی از پرتکرارترین سؤالات گوگل، “تفاوت پورسانت و پاداش در فروش” است. تفاوت اصلی اینجاست که پورسانت به تک‌تک معاملات تعلق می‌گیرد، در حالی که پاداش به دستیابی به هدف کلی (مثلاً کوارتر مالی) پرداخت می‌شود. در مذاکره، باید روی هر دو تمرکز کنید. در حقیقت، متخصص فروش موفق از هر دو استفاده می‌کند تا درآمد پایه خود را تثبیت کرده و درآمد متغیر خود را تا حد زیادی افزایش دهد.

 

 

انواع ساختار جبران خدمات: کدام مدل برای شما بهتر است؟

 

کارجویان حرفه‌ای در بخش فروش، می‌دانند که ساختار پرداختی تنها یک عدد نیست، بلکه یک فرمول است. درک این فرمول‌ها، شانس شما را برای مذاکره مؤثر افزایش می‌دهد.

نوع ساختار توضیحات کلیدی مزایا (برای فروشنده) معایب (هشدارهای مذاکره)
حقوق ثابت + پورسانت (مدل استاندارد) رایج‌ترین مدل (اغلب با نسبت ۶۰% حقوق ثابت و ۴۰% متغیر). حقوق پایه امنیت می‌دهد و پورسانت انگیزه. امنیت مالی پایه تضمین‌شده است؛ درآمدهای بسیار بالا در صورت عملکرد عالی. اگر سهمیه فروش بالا باشد، بخش متغیر کوچک باقی می‌ماند. ریسک رکود فصلی وجود دارد.
فقط کمیسیون (Pure Commission) کل درآمد فروشنده به پورسانت گره خورده است (مدل رایج برای ویزیتورها یا فروشندگان مستقل). سقف درآمدی نامحدود؛ کاملاً بر اساس عملکرد و تلاش شماست. ریسک بسیار بالا؛ درآمد صفر در ماه‌های کم‌فروش. عدم امنیت مالی پایه و استرس بالا.
حقوق ثابت + پاداش (مدل بازاریابی) حقوق ثابت بالاتر و پاداش بر اساس نتایج کیفی یا تیمی (مانند جذب لید یا برندینگ). ثبات عالی در درآمد؛ تمرکز بر فعالیت‌های کیفی که به فروش مستقیم گره نخورده‌اند. درآمد شما سقف دارد؛ انگیزه کم برای “فروش مستقیم”؛ تأثیرگذاری کمتر بر درآمد نهایی نسبت به مدل کمیسیونی.
کمیسیون پلکانی (Tiered Commission) نرخ پورسانت با رسیدن به اهداف بالاتر، افزایش می‌یابد (مثلاً ۵% برای فروش تا ۵۰ میلیون، سپس ۸% برای مازاد بر آن). انگیزه فوق‌العاده برای عملکرد مازاد بر هدف (Overachievement). اگر نتوانید هدف اولیه را بزنید، درآمدتان پایین می‌ماند. پیچیدگی در محاسبه فرمول‌های آن.

نکته کاربردی: در مذاکره برای حقوق ثابت، شما باید بر تجربه و سابقه خود تأکید کنید؛ اما در مذاکره برای پورسانت و پاداش، باید بر پتانسیل و نقش خود در سودآوری آینده شرکت تمرکز کنید. این جابه‌جایی تمرکز، شما را از یک درخواست‌کننده به یک شریک بالقوه تبدیل می‌کند.

 

تکنیک‌های طلایی مذاکره دستمزد: چگونه بیشترین سهم را بگیرید؟

 

مذاکره دستمزد در مشاغل فروش، خود یک فرآیند فروش است که در آن، شما محصول (یعنی مهارت خود) را به بهترین قیمت ممکن می‌فروشید.

 

۱. تحقیق جامع و دانش بازار (Know Your Worth)

 

قبل از هرگونه مذاکره‌ای، شما باید مسلح به دانش باشید.

  • کلمات کلیدی مرتبط گوگل: از عباراتی مانند “میانگین حقوق کارشناس فروش تهران“، “ساختار حقوق و دستمزد در شرکت‌های مارکتینگ“، یا “درآمد مدیر بازاریابی دیجیتال” برای تحقیق استفاده کنید. این به شما کمک می‌کند تا یک بازه حقوقی دقیق و مستند برای موقعیت خود به دست آورید.
  • تعیین BATNA: همیشه یک بهترین جایگزین برای توافق در حال مذاکره (BATNA) داشته باشید. اگر پیشنهاد آن‌ها کم بود، BATNA شما می‌تواند “پیشنهاد شغلی رقیب” یا “حداقل درآمدی که برای شما قابل قبول است” باشد. این امر به شما قدرت می‌دهد تا در صورت لزوم، میز مذاکره را ترک کنید.

 

۲. بر ارزش‌های کمی تمرکز کنید، نه نیازهای شخصی (The Quota Focus)

 

به‌عنوان یک متخصص فروش، زبان شما باید زبان عدد و نتیجه باشد.

  • به‌جای گفتن “من به حقوق بیشتری نیاز دارم چون اجاره‌ام بالاست”، بگویید: “بر اساس تجربه من، می‌توانم در ۶ ماه اول، ۲۰ درصد رشد فروش را به شرکت اضافه کنم. برای این تعهد، انتظار دارم حقوق ثابت من در ۲۰ درصد بالای میانگین بازار باشد.
  • استفاده از آمار: دستاوردهای قبلی خود را با عدد بیان کنید. (مثلاً: “من در شرکت قبلی، سهمیه فروش منطقه را به ۱۲۰ درصد رساندم” یا “با کمپین‌های من، نرخ تبدیل لید به مشتری، ۱۵% افزایش یافت”). مدیران استخدام، عاشق اعداد و ارقامی هستند که مستقیماً به سود نهایی گره می‌خورند.

 

۳. اولین پیشنهاد را ندهید (Anchor Effect)

 

همیشه سعی کنید شرکت اولین پیشنهاد حقوق را بدهد تا نقطه شروع (Anchor) را آن‌ها تعیین نکنند. وقتی از شما سؤال می‌شود “انتظار حقوقی شما چقدر است؟“، با هوشمندی پاسخ دهید:

  • من واقعاً به این موقعیت علاقه‌مندم و می‌دانم که با توانایی‌هایم می‌توانم ارزش زیادی خلق کنم. ترجیح می‌دهم ابتدا با پکیج جبران خدمات شرکت شما آشنا شوم تا بتوانم یک ارزیابی کامل داشته باشم. با این حال، با توجه به میانگین بازار برای این پوزیشن، و ارزش‌افزوده‌ای که من می‌توانم ایجاد کنم، انتظار دارم پکیج دریافتی در حدود X تا Y باشد.
  • استفاده از دامنه بالاتر (High Anchor): همیشه یک دامنه حقوقی بالاتر از انتظار خود پیشنهاد دهید تا در فرآیند مذاکره، نقطه شروع را در ذهن کارفرما بالا ببرید. این کار از نظر روانشناسی، تأثیر قدرتمندی در نتیجه نهایی دارد.

 

۴. مذاکره چند بُعدی (Negotiate the Whole Pie)

 

در مشاغل فروش و بازاریابی، اگر نتوانستید حقوق ثابت را افزایش دهید، سریع سراغ بخش‌های متغیر بروید؛ این همان جایی است که مدیران فروش انعطاف بیشتری دارند.

  • پورسانت/کمیسیون: روی افزایش درصد کمیسیون یا تغییر مبنای محاسبه (به جای فروش کل، از حاشیه سود) مذاکره کنید. از عبارت “کمیسیون پلکانی” برای عملکرد مازاد بر هدف استفاده کنید و تأکید کنید که این کار انگیزه شما را برای فروش بیشتر افزایش می‌دهد.
  • مزایای جانبی: درباره بیمه تکمیلی سطح A، تخصیص بودجه آموزشی سالانه (مثلاً برای دوره‌های تخصصی سئو یا ابزارهای CRM)، یا افزایش حق مأموریت و سفر مذاکره کنید. این مزایا، هزینه مستقیم کمتری برای شرکت نسبت به حقوق ثابت دارند، اما ارزش زیادی برای شما خلق می‌کنند.
  • مدل بازاریابی درخواستی: برای مشاغل بازاریابی، مذاکره بر سر بودجه بازاریابی و اختیارات مدیریتی بسیار حیاتی است. نشان دهید که داشتن بودجه مناسب، مستقیماً به نتایج بهتر برای شرکت منجر می‌شود و این یک سرمایه‌گذاری است.

تجربه واقعی: سارا، یک کارشناس فروش با سابقه، در مذاکره با یک شرکت SaaS (نرم‌افزار به‌عنوان سرویس)، دید که حقوق ثابت آن‌ها سقف دارد. او مذاکره را به سمت پاداش حفظ مشتری برد. او درخواست کرد علاوه بر پورسانت فروش اولیه، درصدی ثابت از تمدید قرارداد سالانه مشتریان قدیمی را نیز دریافت کند. این حرکت هوشمندانه، درآمد او را در بلندمدت، با کمترین مقاومت از سوی کارفرما، تضمین کرد؛ زیرا حفظ مشتری برای شرکت ارزش زیادی دارد.

 

 

معایب و هشدارهای مذاکره: چه زمانی باید احتیاط کرد؟

 

مذاکره یک شمشیر دولبه است. اگر با هوشمندی پیش نروید، ممکن است به جای درآمد بیشتر، فرصت شغلی را از دست بدهید.

 

۱. اصرار بر حقوق ثابت بسیار بالا (Fixed vs. Variable)

 

در مشاغل فروش، حقوق ثابت بسیار بالا می‌تواند برای کارفرما هشداردهنده باشد؛ زیرا او می‌خواهد انگیزه فروش شما را در بخش کمیسیون ببیند. اگر بیش از حد بر حقوق ثابت اصرار کنید، ممکن است تصور کنند شما علاقه‌ای به ریسک‌پذیری و عملکرد فروش بالا ندارید. هدف شما باید رسیدن به یک نسبت منطقی و متوازن (مانند ۶۰ به ۴۰) باشد.

 

۲. نادیده گرفتن سقف کمیسیون (The Cap)

 

برخی شرکت‌ها، برای کمیسیون فروش سقف تعیین می‌کنند (مثلاً: “حداکثر پورسانت ماهانه ۷ میلیون تومان است”). این یکی از بزرگ‌ترین خط قرمزهای فروشندگان حرفه‌ای است، زیرا تلاش‌های مازاد شما پاداشی نخواهد داشت. در مذاکره، حتماً از وجود یا عدم وجود سقف کمیسیون سؤال کنید و در صورت وجود، برای حذف یا افزایش آن تلاش کنید. یک فروشنده حرفه‌ای سقف درآمدی نمی‌خواهد.

 

۳. عدم شفافیت در محاسبه حاشیه سود

 

اگر پورسانت شما بر اساس حاشیه سود (Profit Margin) است، باید کاملاً بر نحوه محاسبه هزینه‌های شرکت که این حاشیه را تعیین می‌کنند، مسلط باشید. در غیر این صورت، ممکن است شرکت با افزایش هزینه‌های پنهان، حاشیه سود را کم نشان داده و پورسانت شما را کاهش دهد. درخواست شفافیت کامل در گزارش سود و زیان در بخش فروش، حق شماست و باید در قرارداد شما ذکر شود.

 

۴. متمرکز شدن بر گذشته، نه آینده

 

بزرگ‌ترین اشتباه مذاکره‌کنندگان فروش این است که فقط درباره موفقیت‌های گذشته صحبت می‌کنند. در حالی که مدیران استخدام، به این فکر می‌کنند که “این فرد در سال آینده چقدر برای من پول می‌سازد؟” همیشه بحث را به پتانسیل رشد و اهداف آینده شرکت پیوند بزنید. از عبارت‌هایی مانند “من این کار را انجام دادم، و این یعنی می‌توانم آن کار را برای شما انجام دهم” استفاده کنید.

 

 

مقایسه حقوق فروش با بازاریابی: تفاوت در فرمول پاداش

 

مشاغل فروش و بازاریابی هر دو در درآمدزایی شرکت نقش دارند، اما ساختار پرداختی آن‌ها معمولاً متفاوت است و این موضوع در مذاکرات باید در نظر گرفته شود:

  • فروش (Sales): بیشتر بر پورسانت و کمیسیون مستقیم متمرکز است. نقش مستقیم در بستن قرارداد و امضای چک دارد. درآمد به‌شدت متغیر و مبتنی بر معاملات بسته شده است و سهم کمیسیون، محرک اصلی آن است.
  • بازاریابی (Marketing): بیشتر بر پاداش‌های عملکرد (Bonus) و حقوق ثابت بالا متمرکز است. نقش آن بیشتر کیفی (برندسازی، جذب لید، تولید محتوا) است. درآمد پایدارتر و کمتر متغیر است و پاداش‌ها معمولاً بر اساس KPIهای تیمی یا پروژه‌ای پرداخت می‌شوند.

نکته مقایسه‌ای: اگر فردی هستید که ریسک‌پذیر بوده و اعتماد به نفس بالایی به توانایی خود در بستن معاملات دارید، شغل فروش با کمیسیون بالا برای شما مناسب‌تر است. اما اگر در حوزه‌های تخصصی‌تر مانند سئو (SEO)، تولید محتوا، یا تحلیل داده بازاریابی هستید، به دنبال شرکتی باشید که حقوق ثابت بالا و پاداش بر اساس معیارهای کیفی (KPIs)، مانند افزایش رتبه کلمات کلیدی، کاهش هزینه جذب لید (CPL)، یا افزایش تعامل کاربران با محتوا بپردازد.

 

 

نکات راهنمایی برای استفاده بهتر: طرح‌ریزی استراتژی مذاکره

 

 

۱. سند ارزش‌افزوده خود را آماده کنید (Value Proposition Document)

 

قبل از مذاکره، یک سند مختصر یک صفحه‌ای تهیه کنید که شامل موارد زیر باشد:

  • دستاورد گذشته: (مثلاً “افزایش ۱۸ درصدی سهم بازار در ۱۲ ماه”).
  • ارزش‌های کمی آینده: (“تعهد به افزایش ۳۰ درصدی لیدهای واجد شرایط در ۶ ماه با استفاده از پلتفرم جدید”).
  • درخواست پکیج جبران خدمات: (حقوق پایه، نرخ کمیسیون پیشنهادی، بودجه آموزشی مورد نیاز).این سند را در جلسه به مدیر استخدام ارائه دهید تا بحث را از یک “تقاضای حقوق” به یک “پیشنهاد سرمایه‌گذاری” تبدیل کنید.

 

۲. زمان‌بندی مذاکره را رعایت کنید

 

بهترین زمان برای مذاکره، پس از ارائه پیشنهاد شغلی و قبل از امضای نهایی است. اگر در مرحله اول استخدام (مصاحبه با منابع انسانی) درباره حقوق صحبت کردید، همیشه یک بازه کلی بدهید و بحث را به مرحله نهایی موکول کنید: “حقوق من در شرکت قبلی X بود، اما من مطمئن هستم که ارزش من برای این موقعیت و شرکت شما بالاتر است، اما ترجیح می‌دهم پس از نهایی شدن مراحل فنی، درباره پکیج نهایی صحبت کنیم.

 

۳. به قراردادهای جانبی دقت کنید

 

برای مدیران فروش و بازاریابی، مذاکره درباره بند عدم رقابت (Non-Compete Clause) و سهام تشویقی (Stock Options) بسیار مهم است. مطمئن شوید که این بندها شما را از نظر زمانی یا جغرافیایی برای مدت طولانی محدود نمی‌کنند و ارزش واقعی سهام پیشنهادی را درک می‌کنید. به عنوان مثال، اگر بند عدم رقابت بیش از حد محدودکننده است، برای کاهش مدت زمان یا حوزه جغرافیایی آن مذاکره کنید.


 

جمع‌بندی و پاسخ به پرسش‌های رایج

 

مذاکره دستمزد در مشاغل فروش و بازاریابی، یک هنر است که نیازمند تحقیق دقیق، اعتماد به نفس و درک عمیق از اجزای حقوق است. کلید موفقیت در این مذاکرات، تغییر زاویه دید از یک “کارمند ساده” به یک “سرمایه‌گذار در سود شرکت” است. با تمرکز بر دستاوردهای کمی، مذاکره بر سر بخش‌های متغیر (پورسانت پلکانی، پاداش عملکرد) و اصرار بر شفافیت در ساختار جبران خدمات، می‌توانید درآمد خود را به طور چشمگیری افزایش دهید و نه‌تنها یک شغل، بلکه یک همکاری سودمند با کارفرمای خود ایجاد کنید.

 

پرسش‌های پرتکرار کاربران

 

۱. در مذاکره حقوق، آیا باید حقوق شرکت قبلی را اعلام کنم؟

پاسخ کوتاه: خیر، بهتر است به‌صورت مستقیم از اعلام آن خودداری کنید. تمرکز را بر ارزش آتی خود برای شرکت جدید بگذارید، نه بر حقوق گذشته. اگر اصرار داشتند، می‌توانید با دامنه بالاتر از حقوق واقعی پاسخ دهید.

۲. اگر برای موقعیت بازاریابی مذاکره می‌کنم، آیا می‌توانم پاداش بر اساس فروش درخواست کنم؟

پاسخ کوتاه: بله، حتماً. هرچند حقوق بازاریابی معمولاً ثابت‌تر است، اما شما می‌توانید پاداش را به موفقیت‌های مرتبط با فروش (مانند تعداد لیدهای باکیفیت جذب‌شده) گره بزنید.

۳. “کمیسیون پلکانی” بهتر است یا “کمیسیون ثابت”؟

پاسخ کوتاه: کمیسیون پلکانی بهتر است، به‌خصوص برای فروشندگان با عملکرد بالا. این مدل به شما انگیزه می‌دهد که پس از عبور از هدف اولیه، با نرخ‌های بالاتری پاداش بگیرید.

۴. چه زمانی باید مذاکره را متوقف کنم و پیشنهاد را بپذیرم؟

پاسخ کوتاه: زمانی که به BATNA (بهترین جایگزین توافق) خود رسیده‌اید. همچنین، اگر احساس می‌کنید اصرار بیشتر بر سر یک مبلغ ناچیز، می‌تواند رابطه حرفه‌ای شما با مدیر استخدام را به خطر بیندازد، مذاکره را با یک حس مثبت و توافق پایان دهید.

۵. چقدر از حقوق باید پورسانت باشد؟

پاسخ کوتاه: نسبت استاندارد معمولاً ۶۰% حقوق ثابت و ۴۰% پورسانت است، اما این نسبت بسته به صنعت و تجربه شما، می‌تواند تا ۵۰/۵۰ یا حتی بیشتر به نفع پورسانت تغییر کند. در مشاغلی که فروشنده تأثیر مستقیم‌تری بر خرید دارد، سهم پورسانت بالاتر می‌رود.

ثبت آگهی رایگان در شهر زیبای شما ..!

اگر شما به دنبال ثبت آگهی برای فروش لوازم نو و دسته دوم در شهر خود هستید، با استفاده از وب سایت و اپلیکیشن بنت می می‌توانید به راحتی بازار خود را گسترش دهید. با ثبت آگهی در این پلتفرم، می‌توانید فروشگاه و مغازه‌ی تجاری خود را به هزاران کاربر اینترنتی معرفی کنید.

با استفاده از ابزارهای مختلف و طرح‌های تبلیغاتی، می‌توانید به راحتی به مشتریان جدید دست پیدا کنید و فروش خود را افزایش دهید. با بنت می، به راحتی از طریق تلفن همراه یا رایانه خود، فروشگاه خود را ایجاد کنید و با ثبت آگهی، در کمترین زمان ممکن به مشتریان جدید دسترسی پیدا کنید.

دیدگاهی بنویسید